عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

572

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و در كار مصطفى ( ص ) چنان فتنه « 1 » بود كه گفت : يا رسول اللَّه ! به خدا كه وقت بود كه گرسنه باشم دست بطعام برم ، تو در ياد من آيى ، نتوانم كه آن طعام خورم ، آن را گذارم ، و آيم بر تو ، و در تو نگرم ، آن گه بطعام خوردن باز روم ، و همچنين گفت : در آشاميدن آب بوقت تشنگى ، و در مباشرت اهل در وقت توقان « 2 » نفس . گفتا : چون توام ياد آيى همه بگذارم ، و فراموش كنم . آن گه گفت : فردا كه ترا در درجهء برترين فرود آرند در بهشت ، ما ترا كى بينيم ؟ اين آيت بجواب وى فرو آمد ، و مصطفى ( ص ) گفت : « و الّذى نفسى بيده لا يؤمن عبد حتّى اكون احبّ اليه من نفسه و أبويه و أهله و ولده و النّاس اجمعين » . گويند آن روز كه مصطفى ( ص ) از دنياى فانى بسراى باقى رحيل كرد ، خبر به عبد اللَّه بن زيد رسيد . وى در باغ بود ، هم بر جاى گفت : اللّهمّ اعمنى فلا ارى شيئا بعد حبيبى ابدا . بار خدايا ! بعد از دوست خود نخواهم كه چيزى بينم در دنيا ، بينايى از من واستان اين سخن بگفت : و هم بر جاى نابينا گشت . وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ - يعنى فى الفرائض ، وَ الرَّسُولَ يعنى فى السّنن . ميگويد : هر كه فرمان خداى برد ، يعنى فرائض كه فرموده است ، و بر بنده واجب كرده بجاى آرد ، و از آن هيچ بنگذارد ، و هر كه فرمان رسول ( ص ) برد يعنى سنّتهايى كه وى نهاده بپاى دارد ، و راه و سيرت وى رود ، و خلق وى گيرد ، و آنچه گفت و كرد و فرمود ، بجان و دل قبول كند ، فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ اينان كه طاعت خدا و رسول دارند ، فردا برستاخيز در بهشت با پيغامبران و با صديقان و با شهيدان و با نيكان خواهد بود . چنان كه پيوسته در ديدار ايشان ، و در زيارت ايشان باشند ، آنجا كه ايشان را فرود آرند ، اينان را نيز فرود آرند . صدّيق ناميست كسى را كه

--> ( 1 ) - فتنه در اينجا بمعنى مفتون و شيفته آمده است . ) ( 2 ) - توقان : اشتياق .